این سوال در یک وبلاگ ملحد مطرح شده
طرح سوال
يك داستان درمورد شتر حضرت صالح در قرآن آمده كه در آن خدا بخاطر گل روی يك شتر! يك قوم را به عذاب الهی دچار ميكند.اين داستان به چندين شكل در قرآن بيان شده كه با هم متفاوت است!!ا
پاسخ:
برای روشن شدن موضوع احتیاجی به تفسیر نیست بلکه مراجعه به معنی صحیح آیات کافی است.
بیایید معنی آیات مربوط به داستان قوم ثمود و عذاب ایشان را مرور کنیم:
-----------------------------------
73 اعراف –و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم گفت ای قوم من! خدا را بپرسید که جز او معبودی برای شما نیست دلیل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده : این ناقه الهی برای شما معجزه ای است او را به حال خود واگذارید که در سرزمین خدا بخورد و آنرا آزار نرسانید که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت!
74 و بخاطر آورید که شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرها برای خود بنا می کنید و در کوهها برای خود خانه ها می تراشید و بنابراین نعمتهای خدا را متذکر شوید و در زمین فساد نکنید.
75-اشراف مستکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند گفتند آیا شما یقین دارید صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟آنها گفتند ما به آنچه او بدان ماموریت یافته ایمان آورده ایم.
76-متکبران گفتند ما به آنچه شما به آن ایمان آورده اید کافریم!
77-سپس ناقه را پی کردند(وکشتند) و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!
78-سرانجام لرزه ای (رجفة) آنها را فراگرفت و صبحگاهان جسم بی جانشان در خانه هایشان به روی افتاده مردند
79-صالح روی از آنان برگرداند و گفت ای قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط
خیرخواهی را انجام دادم که شما خـیرخواهان را دوست ندارید.
-----------------------------------
هود 61 و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم ،گفت ای قوم من! الله را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آنرا به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبید سپس به سوی او باز گردید که پروردگارم نزدیک و اجابت کننده است.
62-گفتند ای صالح! تو پیش از این مایه امید ما بودی! آیا مارا از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوی آن دعوت میکنی در شک و تردید هستیم.
63-گفت ای قوم من! آیا اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و رحمت او به سراغ من آمده باشد اگر من نافرمانی او کنم چه کسی می تواند مرا در برابر او یاری دهد؟بنابراین شما چیزی جز اطمینان به زیانکار بودنتان بر من نمی افزایید.
64-ای قوم من! این ناقه خداوند است که برای شما دلیل و نشانه ای است بگذارید در زمین خدا بچرا مشغول شود و هیچگونه آزاری به آن نرسانید که به زودی عذاب خدا شما را فراخواهد گرفت
65-آنها آن را از پای در آوردند و او به آنها گفت سه روز در خانه هاتان متمتع گردید و (بعد از آن عذاب الهی فراخواهد رسید)ابین وعده ای است که دروغ نخواهد بود
66-هنگامی که فرمان(مجازات) ما فرا رسید صالح و کسانی را که به او ایمان آورده بودند به رحمت خود و از رسوایی آن روز رهایی بخشیدیم چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است.
67-و آنها را که ستم کرده بودند صیحه ای(صدایی بلند) فراگرفت و در خانه هایشان به روی افتاده مردند
68-آنچنان که گویی هرگز ساکنان آن دیار نبودند و بدانید قوم ثمود پروردگارشان را انکار کردند دور باد قوم ثمود(از رحمت پروردگار)
-----------------------------------
شعرا 142 هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت آیا تقوی پیشه نمی کنید؟
143-من برای شما فرستاده امینی هستم
144-تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.
145-من اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی طلبم اجر من تنها بر عهده پروردگار عالمیان است.
146-آیا شما تصور می کنید همیشه در نهایت امنیت در نعمتهایی که اینجاست می مانید؟
147-در این باغها و چشمه ها!
148-در این زراعتها و نخلهایی که میوه هایش شیرین و رسیده است.
149-شما از کوهها خانه هایی می تراشید و در آن به عیش و نوش می پردازید.
150-از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید
151-و از فرمان مسرفان اطاعت نکنید.
152-همانها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.
153-گفتند ای صالح تو عقل خود را از دست داده ای
154-تو فقط بشری همچون ما هستی اگر راست می گویی آیت و نشانه ای بیاور
155-گفت این ناقه ای است که برای او سهمی از آب است و برای شما هم روز معینی.
156-کمترین آزاری به آن نرسانید که عذاب روز عظیم شما را فرا خواهد گرفت
157-سر انجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پای در آوردند سپس از کرده خود پشیمان شدند.
158-عذاب الهی آنان را فرا گرفت . در این آیت و نشانه ای است ولی اکثر آنها مومن نبودند.
159-پروردگار تو عزیز رحیم است.
-----------------------------------
نمل 45 ما به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدای یگانه را بپرستید اما آنها به دوگرو ه تقسیم شدند و به مخاصمه پرداختند
46-(صالح)گفت: ای قوم من!چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می کنید ؟چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی کنید شاید مشمول رحمت شوید؟
47-آنها گفتند: ما و و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم (صالح)گفت: فال بد (و نیک) نزد خداست شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته اید.
48-در آن شهر 9 گروه بودند که در زمین فساد می کردند و اصلاح نمی کردند.
49-آنها گفتند : بیایید قسم یاد کنیم به خدا که بر او (صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم می زنیم و آنها را به قتل می رسانیم سپس به ولی دم او می گوییم : ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم.
50- آنها نقشه ای مهم کشیدند و ماهم نقشه مهمی کشیدیم در حالی که آنان درک نمی کردند!
51-بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد که ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم
52-این خانه های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده و در این نشانه ی روشنی است برای کسانی که آگاهند
53- وکسانی را که ایمان آورده و تقوی پیشه کرده بودند نجات دادیم.
-----------------------------------
قمر 23-طایفه ثمود انذارهای الهی را تکذیب کردند.
24-و گفتند : آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم ؟!اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود!
25-آیا از میان ما تنها بر این مرد وحی نازل شده؟ نه او آدم بسیاردروغگو و هوسبازی است.
26-ولی فردا می فهمند چه کسی دروغگوی هوسباز است!
27-ما ناقه را برای آزمایش آنها می فرستیم در انتظار پایان کار آنها باش و صبر کن.
28-و به آنها خبر ده که آب باید میان آنها تقسیم شود و هریک در نوبت خود باید حاضر شوند
29-آنها یکی از یاران خود را صدا زدند او به سراغ این کار آمد و ناقه را پی کرد
30(اکنون بنگرید که) عذاب و انذارهای من چگونه بود؟!
31-ما فقط یک صیحه(صدایی بلند) بر آنها فرستادیم و به دنبال آن همگی به صورت گیاه خشکی در آمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می کند!
-----------------------------------
فصلت 13-اگر آنها رویگردان شوند بگو من شما را از صاعقه ای همانند صاعقه عاد و ثمود می ترسانم
17-اما ثمود را هدایت کردیم ولی انها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند به همین جهت آن عذاب خوار کننده بخاطر اعمالی که انجام می دادند آنها را فرو گرفت.
-----------------------------------
ذاریات 43
و نیز در سرگذشت قوم ثمود عبرتی است در آن هنگام که به آنها گفته شد مدتی کوتاه بهره مند باشید (و سپس منتظر عذاب)
44-آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و صاعقه آنها را فراگرفت در حالی که نگاه می کردند
45-چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری بطلبند
حاقه-5 اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند
-----------------------------------
شمس 11
قوم ثمود بر اثر طغیان (پیامبرشان را تکذیب کردند)
12 تا آنگاه که شقی ترین آنان به پا خاست.
13 در حالی که فرستاده الهی(صالح) به آنها گفت ناقه خدا را با آبشخورش واگذارید
14-ولی آنها او را تکذیب کردند و ناقه را پی کردند و به هلاکت رساندند. به این دلیل پروردگارشان آنها را بخاطر گناهانشان در هم کوبید و تسویه کرد.
-----------------------------------
فجر 9 و قوم ثمود که صخره های عظیم را از دره می بریدند
-----------------------------------
نجم 51 و همچنین قوم ثمود را که اثری از آنان را باقی نگذارد!
-----------------------------------
خداوند در آیات فوق سرگذشت قوم ثمود را ذکر نموده است. در هر قسمت که نکته تازه ای اضافه شده با فونت رنگی مشخص شده است.میان این قسمتها دونوع تفاوت وجود دارد. یک تفاوت در این است که جزئیات جدیدی از داستان را در قسمتی آورده است که در بقیه قسمتها نیاورده است و نوعی دیگر از تفاوت این است که یک مفهوم واحد را در این قسمت ها با لغات متفاوت بیان نموده است. و خداوند در هرقسمت یسته به نکات آموزنده ای که می خواهد ارائه کند جزئیاتی از این سرگذشت را بیان می کند.همچنین بیان کردن یک مفهوم واحد با الفاظ و لغات متفاوت از توانایی یک نویسنده است نه از ضعف او!
به این نکته توجه کنید که در جاهایی که یک نویسنده باید یک یا چند جمله را در جاهای مختلفی از کتاب بیاورد،عدم بکار گیری لغات تکراری بر زیبایی و غنای ادبی آن کتاب می افزاید .
نکته مهم این است که هیچ تناقضی بین آیات مربوط به سرگذشت قوم ثمود وجود ندارد.
از کنار هم قرار دادن آیات فوق با رعایت ترتیب آیات در هر قسمت (مانند قطعه های یک پازل) و حذف آیات مشابه داستان قوم ثمود در قرآن بدست می آید:
خداوند برای هدایت قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاد و او گفت ای قوم من! الله را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آنرا به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبید سپس به سوی او باز گردید که پروردگارم نزدیک و اجابت کننده است.من برای شما فرستاده امینی هستم تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.
-گفتند ای صالح! تو پیش از این مایه امید ما بودی! آیا مارا از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟ ما در مورد آنچه ما را به سوی آن دعوت میکنی در شک و تردید هستیم.
-و گفتند : آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم ؟!اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود!
آیا از میان ما تنها بر این مرد وحی نازل شده؟ نه او آدم بسیاردروغگو و هوسبازی است
(صالح گفت)من اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی طلبم اجر من تنها بر عهده پروردگار عالمیان است.(و از روی هوس ادعای پیامبری ننمودم)
گفتند ای صالح تو عقل خود را از دست داده ای و فقط بشری همچون ما هستی اگر راست می گویی آیت و نشانه ای بیاور
-(صالح)گفت ای قوم من! آیا اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و رحمت او به سراغ من آمده باشد اگر من نافرمانی او کنم چه کسی می تواند مرا در برابر او یاری دهد؟بنابراین شما چیزی جز اطمینان به زیانکار بودنتان بر من نمی افزایید.
دلیل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده : این ناقه الهی برای شما معجزه ای است او را به حال خود واگذارید که در سرزمین خدا بخورد و آنرا آزار نرسانید که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت!برای او سهمی از آب است و برای شما هم روز معینی.
آب باید میان آنها تقسیم شود و هریک در نوبت خود باید حاضر شوند
و بخاطر آورید که شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرها برای خود بنا می کنید و در کوهها برای خود خانه ها می تراشید و بنابراین نعمتهای خدا را متذکر شوید و در زمین فساد نکنید.
اما آنها ( پس از این معجزه) به دوگروه تقسیم شدند و به مخاصمه پرداختند
اشراف مستکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند گفتند آیا شما یقین دارید صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟آنها گفتند ما به آنچه او بدان ماموریت یافته ایمان آورده ایم.
متکبران گفتند ما به آنچه شما به آن ایمان آورده اید کافریم!
طایفه ثمود انذارهای الهی را در اثر طغیان تکذیب کردند.
(سرانجام) -آنها یکی از یاران خود را که شقی ترین آنها بود صدا زدند او به سراغ این کار آمد و ناقه را پی کرد( و آن را کشتند و از فرمان خداوند سرپیچیدند)
و گفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!
(صالح)گفت: ای قوم من!چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می کنید ؟چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی کنید شاید مشمول رحمت شوید؟
آنها گفتند: ما تو و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم (صالح)گفت: فال بد (و نیک) نزد خداست شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته اید.
و او به آنها گفت سه روز در خانه هاتان متمتع گردید و (بعد از آن عذاب الهی فراخواهد رسید) این وعده ای است که دروغ نخواهد بود
(آنان از ترس عذاب) از کرده خود پشیمان شدند و گفتند : بیایید قسم یاد کنیم به خدا که بر او (صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم و آنها را به قتل می رسانیم سپس به ولی دم او می گوییم : ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم.(فکر می کردند با کشتن صالح عذاب برطرف می شود!)
آنها نقشه ای مهم کشیدند و ماهم نقشه مهمی کشیدیم در حالی که آنان درک نمی کردند!
-هنگامی که فرمان(مجازات) ما فرا رسید صالح و کسانی را که به او ایمان آورده بودند و تقوی پیشه کرده بودند به رحمت خود و از رسوایی آن روز رهایی بخشیدیم چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است.
سرانجام رعد و برق (رجفة،صیحة، صاعقه) بر آنها فرستادیم در حالی که نگاه می کردند و چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری بطلبند صبحگاهان جسم بی جانشان در خانه هایشان به روی افتاده مردند و همگی به صورت گیاه خشکی در آمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می کند!. آنچنان که گویی هرگز ساکنان آن دیار نبودند و این خانه های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده
(در آن حال)صالح روی از آنان برگرداند و گفت ای قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط
خیرخواهی را انجام دادم که شما خـیرخواهان را دوست ندارید.
نکته دیگری که وجود دارد این است که خداوند در این آیات عذاب قوم ثمود را در جایی رجفه و در جاهایی صیحه و در جاهای دیگرصاعقه بیان می کند.
شاید با وجود کلمات رجفه، صیحة و صاعقه دچار تردید بشویم و فکر کنیم که خداوند در بیان نوع عذاب قوم ثمود نعوذ بالله دچار تناقض شده است
رجفة: رعدة، هزّة تکان
___:رعشة لرزه
___ تشنجیة تشنج
----------------------------------------
رعــدة: لرزش، تکان جنبش
هـــزّة: الـــمــرة من هـــزّ : لـــرزة، تکان
صیحة: صرخة أو زعقة : داد، فریاد
زعقة:صدای بلند
---------------------------------------
از آیات فوق و کلمات مربوط پی می بریم که عذاب قوم ثمود رعد و برق بوده است!
رعد و برق هم شامل آذرخش است و هم شامل صدای بلند و هم لرزش!!! و هیچ آذرخشی بدون صدای بلند نیست و هیچ صدای مهیب و بلندی بدون لرزش و ارتعاش نیست!
و یا شاید تشنج و لرزه اشاره به این باشد که در اثر اصابت آذرخش و برق گرفتگی دچار لرزه و تشنج شده اند؟!!!
بنابراین هیچکدام از این آیات یکدیگر را نقض نمی کنند و هر کدام یکدیگر را تکمیل می کنند و توضیح میدهند!
اگر مطرح کننده این سوال چنین برداشت کرده است که خداوند فقط بخاطر یک شتر یک قوم را عذاب نموده است بگذارید به حال خود باشد و هر فکری که میخواهد بکند چون صاحب چنین خرد و اندیشه ضعیفی تکلیفی ندارد مگر اینکه از روی عمد مسئله را این چنین مطرح می کند تا صاحبان خرد و اندیشه ضعیف را بفریبد!
آن شتر،معجزه ی غیر عادی و روشنگر بود که به امر خدا و به درخواست قوم ثمود فرستاده شد تا آن قوم پیامبری او را باور کنند و ایمان بیاورند!
صالح قبل از آن آنان را نصیحت می کند که اگر از جانب خدا دلیل و نشانه ی روشنی پیدا شود و بازهم او را انکار کنند در آنصورت هیچکس آنان را از عذاب خدا نمی تواند نجات دهد!
خداوند فرمان داده بود تا از این شتر که نشانه ی روشن بر قدرت او بوده مراقبت کنند و آن را کوچکترین آزاری نرسانند که اگر چنین کنند به عذاب الهی دچار می شوند! آن قوم سرکش کار را از آزار به جایی رساندند که آن را کشتند!!! و در کمال نادانی و گمراهی جسارت را به حدی رساندند که به صالح گقتند اگر تو فرستاده خدا هستی عذاب الهی را زودتر بفرست!!!
مهربانی خدا را ببینید که به آنان سه روز فرصت داد تا شاید توبه کنند و تقاضای آمرزش نمایند!اما آنان بازهم راه را به خطا رفته و درصدد قتل پیامبر خدا برآمدند تا از عذاب نجات یابند!!!
و سر انجام در اثر پافشاری در کجروی و دنیا پرستی به عذاب الهی گرفتار شدند.
***
خداوند هیچگاه برای عذاب هیچ قومی عجله نکرده است و تا آخرین لحظات ممکن به آنان فرصت داده است.داستان حضرت یونس(ع) در قرآن شاهد این ادعا است
انبیاء 87و یونس را بیاد آور در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمتها صدا زد : خداوندا! جز تو معبودی نیست منزهی تو من از ستمکاران بودم.
88 ما دعای او را به اجابت رساندیم و از اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مومنان را نجات می دهیم
یونس 98 چرا هیچ یک از شهر ها و آبادیها ایمان نیاوردند که بحالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس هنگامی که آنان ایمان آوردند عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم و تا مدت معینی آنها را بهره مند ساختیم
صافات 139 و یونس یکی از رسولان خدا بود
140 که چون به کشتی پرجمعیتی گریخت
141 قرعه زدند بنام یونس افتاد و از غرق شوندگان گردید
142 و ماهی دریا او را بکام خود فرو برد و مردمان هم ملامتش می کردند
143 و اگر او به تسبیح و ستایش خدا نمی پرداخت
144-تا قیامت در شکم ماهی زندگی می کرد
145- باز یونس را از بطن ماهی بصحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود
146-و در آن صحرا بر او درخت کدو رویاندیم
147و باز او را بر قومی بالغ بر صدهزار یا افزون برسالت فرستادیم .
148-و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم بنعمت خود تا هنگامی معین بهره مندشان گرداندیم
قلم 48 باز ای رسول تو (بر انکار و آزارشان) برای حکم خدای خود صبر کن و مانند یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد مباش که بحال غم و اندوه خدا را(برای نجات خود از شکم ماهی) خواند
49-و اگر لطف و رحمت پروردگارش نبود (از شکم ماهی) بیرون افکنده می شد در حالی که نکوهیده بود
از آیات مربوط به سرگذشت حضرت یونس متوجه می شویم که ایشان از هدایت قومش نا امید شده و به آنها وعده عذاب می دهد و به حالت خشم از قومش جدا می شود(بدون اینکه از طرف خدا مامور شود)! آن قوم با دیدن علایم عذاب الهی ایمان می آورند و توبه می کنند و از عذاب نجات پیدا می کنند اما حضرت یونس بخاطر عجله در طلب عذاب برای قومش مجازات می شود!!!
بنابراین خداوند هیچگاه برای نازل کردن عذاب برای بندگان ستمکار خود حریص نیست بلکه بر هدایتشان حریص است