X
تبلیغات
پاسخ شبهات قرآن!

پاسخ شبهات قرآن!

عبور جن و انس از مرزهای آسمان و زمین!

لطفا روی این آیات فکر کنید:

ای گروه جن و انس! اگر می توانید از مرزهای آسمانها و زمین  بگذرید! پس بگذرید! ولی هرگز نمی توانید مگر با توانایی!!!الرحمن ۳۳

انسان و جن  با توانایی خاصی می توانند از مرزهای آسمانها و زمین بگذرد!

نمود عظمت و علم خداوند در این آیه نیازی به توضیح ندارد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 0:6  توسط   | 

اسرار عجيب حروف مقطعه قرآن!

 دوستان عزیز!

به خاطر نظر چند تن از دوستان مبنی بر اینکه  تحقیقات آقای رشاد خلیفه مبنای درستی نداره  فعلا این پست رو پاک می کنم. تا در این زمینه تحقیق کنم پس فعلا تا کامل شدن تحقیقاات از همگی شما عذر خواهی می کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 19:12  توسط   | 

داستان قوم حضرت صالح (سرگذشت قوم ثمود)

این سوال در یک وبلاگ ملحد مطرح شده

طرح سوال

يك داستان درمورد شتر حضرت صالح در قرآن آمده كه در آن خدا بخاطر گل روی يك شتر! يك قوم را به عذاب الهی دچار ميكند.اين داستان به چندين شكل در قرآن بيان شده كه  با هم متفاوت است!!ا

 


پاسخ:

 برای روشن شدن موضوع  احتیاجی به تفسیر نیست بلکه مراجعه به معنی صحیح آیات  کافی است.

بیایید معنی  آیات مربوط به داستان قوم ثمود و عذاب ایشان را مرور کنیم:

 

 -----------------------------------

73 اعراف –و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم گفت ای قوم من! خدا را بپرسید که جز او معبودی برای شما نیست دلیل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده : این ناقه الهی برای شما معجزه ای است او را به حال خود واگذارید که در سرزمین خدا بخورد و آنرا آزار نرسانید که عذاب دردناکی  شما را خواهد گرفت!

74 و بخاطر آورید که  شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرها برای خود بنا می کنید و در کوهها برای  خود خانه ها می تراشید و بنابراین نعمتهای خدا را متذکر شوید و در زمین فساد نکنید.

75-اشراف مستکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند گفتند آیا شما یقین دارید صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟آنها گفتند ما به آنچه او بدان ماموریت یافته ایمان آورده ایم.

76-متکبران گفتند ما به آنچه شما به آن ایمان آورده اید کافریم!

77-سپس ناقه را پی کردند(وکشتند) و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!

78-سرانجام  لرزه ای (رجفة)   آنها را فراگرفت و صبحگاهان جسم بی جانشان در خانه هایشان به روی افتاده مردند

79-صالح روی از آنان برگرداند و گفت ای قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط

خیرخواهی را انجام دادم که شما خـیرخواهان را دوست ندارید.

 

 -----------------------------------

هود 61 و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم ،گفت ای قوم من! الله را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آنرا به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبید سپس به سوی او باز گردید که پروردگارم نزدیک و اجابت کننده است.

62-گفتند ای صالح! تو پیش از این مایه امید ما بودی! آیا مارا از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوی آن دعوت میکنی در شک و تردید هستیم.

63-گفت ای قوم من! آیا اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و رحمت او به سراغ من آمده باشد اگر من نافرمانی او کنم چه کسی می تواند مرا در برابر او یاری دهد؟بنابراین شما چیزی جز اطمینان به زیانکار بودنتان بر من نمی افزایید.

64-ای قوم من! این ناقه خداوند است که برای شما دلیل و نشانه ای است بگذارید در زمین خدا بچرا مشغول شود و هیچگونه آزاری به آن نرسانید که به زودی عذاب خدا شما را فراخواهد گرفت

65-آنها آن را از پای در آوردند و او به آنها گفت سه روز در خانه هاتان متمتع گردید و (بعد از آن عذاب الهی فراخواهد رسید)ابین وعده ای است که دروغ نخواهد بود

66-هنگامی که فرمان(مجازات) ما فرا رسید صالح و کسانی را که به او ایمان آورده بودند به رحمت خود و از رسوایی آن روز رهایی بخشیدیم چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است.

67-و آنها را که ستم کرده بودند صیحه ای(صدایی بلند) فراگرفت و در خانه هایشان به روی افتاده مردند

68-آنچنان که گویی هرگز ساکنان آن دیار نبودند و بدانید قوم ثمود پروردگارشان را انکار کردند دور باد قوم ثمود(از رحمت پروردگار)

 

 -----------------------------------

شعرا 142 هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت آیا تقوی پیشه نمی کنید؟

143-من برای شما فرستاده امینی هستم

144-تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.

145-من اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی طلبم اجر من تنها بر عهده پروردگار عالمیان است.

146-آیا شما تصور می کنید همیشه در نهایت امنیت در نعمتهایی که اینجاست می مانید؟

147-در این باغها و چشمه ها!

148-در این زراعتها و نخلهایی که میوه هایش شیرین و رسیده است.

149-شما از کوهها خانه هایی می تراشید و در آن به عیش و نوش می پردازید.

150-از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید

151-و از فرمان مسرفان اطاعت نکنید.

152-همانها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.

153-گفتند ای صالح تو عقل خود را از دست داده ای

154-تو فقط بشری همچون ما هستی اگر راست می گویی آیت و نشانه ای بیاور

155-گفت این ناقه ای است که برای او سهمی از آب است و برای شما هم روز معینی.

156-کمترین آزاری به آن نرسانید که عذاب روز عظیم شما را فرا خواهد گرفت

157-سر انجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پای در آوردند سپس از کرده خود پشیمان شدند.

158-عذاب الهی آنان را فرا گرفت . در این آیت و نشانه ای است ولی اکثر آنها مومن نبودند.

159-پروردگار تو عزیز رحیم است.

 -----------------------------------

 نمل 45 ما به سوی ثمود برادرشان  صالح  را فرستادیم که خدای یگانه را بپرستید اما آنها به دوگرو ه تقسیم شدند و به مخاصمه پرداختند

46-(صالح)گفت: ای قوم من!چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می کنید ؟چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی کنید شاید مشمول رحمت شوید؟

47-آنها گفتند: ما و و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم (صالح)گفت: فال بد (و نیک) نزد خداست شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته اید.

48-در آن شهر 9 گروه بودند که در زمین فساد می کردند و اصلاح نمی کردند.

49-آنها گفتند : بیایید قسم یاد کنیم به خدا که بر او (صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم می زنیم و آنها را به قتل می رسانیم سپس به ولی دم او می گوییم : ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم.

50- آنها نقشه ای مهم کشیدند  و ماهم نقشه مهمی کشیدیم در حالی که آنان درک نمی کردند!

51-بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد که ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم

52-این خانه های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده و در این نشانه ی روشنی است برای کسانی که آگاهند

53- وکسانی را که ایمان آورده و تقوی پیشه کرده بودند نجات دادیم.

 

 -----------------------------------

قمر 23-طایفه ثمود انذارهای الهی را تکذیب کردند.

24-و گفتند : آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم ؟!اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود!

25-آیا از میان ما تنها بر این مرد وحی نازل شده؟ نه او آدم بسیاردروغگو و هوسبازی است.

26-ولی فردا می فهمند چه کسی دروغگوی هوسباز است!

27-ما ناقه را برای آزمایش آنها می فرستیم در انتظار پایان کار آنها باش و صبر کن.

28-و به آنها خبر ده که آب باید میان آنها تقسیم شود و هریک در نوبت خود باید حاضر شوند

29-آنها یکی از یاران خود را صدا زدند او به سراغ این کار آمد و ناقه را پی کرد

30(اکنون بنگرید که) عذاب و انذارهای من چگونه بود؟!

31-ما فقط یک صیحه(صدایی بلند) بر آنها فرستادیم و به دنبال آن همگی به صورت گیاه خشکی در آمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می کند!

 -----------------------------------

 

فصلت 13-اگر آنها رویگردان شوند بگو من شما را از صاعقه ای همانند صاعقه عاد و ثمود می ترسانم

17-اما ثمود را هدایت کردیم ولی انها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند به همین جهت آن عذاب خوار کننده  بخاطر اعمالی که انجام می دادند آنها را فرو گرفت.

 -----------------------------------

ذاریات 43

و نیز در سرگذشت قوم ثمود عبرتی است در آن هنگام که به آنها گفته شد مدتی کوتاه بهره مند باشید (و سپس منتظر عذاب)

44-آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و صاعقه آنها را فراگرفت در حالی که نگاه می کردند

45-چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری بطلبند

 

حاقه-5 اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند

 

 -----------------------------------

شمس 11

قوم ثمود بر اثر طغیان (پیامبرشان را تکذیب کردند)

12 تا آنگاه که شقی ترین آنان به پا خاست.

13 در حالی که فرستاده الهی(صالح) به آنها گفت ناقه خدا را با آبشخورش واگذارید

14-ولی آنها او را تکذیب کردند و ناقه را پی کردند و به هلاکت رساندند. به این دلیل پروردگارشان آنها را بخاطر گناهانشان در هم کوبید و تسویه کرد.

-----------------------------------

فجر 9 و قوم ثمود که صخره های عظیم را از دره می بریدند

-----------------------------------

نجم 51 و همچنین قوم ثمود را که اثری  از آنان را باقی نگذارد!

 -----------------------------------

 خداوند در آیات فوق  سرگذشت قوم ثمود  را ذکر نموده است. در هر قسمت که نکته تازه ای اضافه شده با  فونت رنگی  مشخص شده است.میان  این قسمتها  دونوع تفاوت وجود دارد. یک تفاوت در این است که جزئیات جدیدی از داستان را در قسمتی آورده است که در بقیه قسمتها نیاورده است و نوعی دیگر از تفاوت این است که یک مفهوم واحد را در این قسمت ها با لغات متفاوت بیان نموده است. و خداوند در هرقسمت یسته به نکات آموزنده ای که می خواهد ارائه کند جزئیاتی از این سرگذشت را بیان می کند.همچنین  بیان کردن یک مفهوم واحد با الفاظ و لغات متفاوت از توانایی یک نویسنده است نه از ضعف او!

به این نکته توجه کنید که در جاهایی که یک نویسنده  باید یک یا چند جمله را در جاهای مختلفی از کتاب بیاورد،عدم بکار گیری لغات تکراری  بر زیبایی  و غنای ادبی آن کتاب می افزاید .

نکته مهم این است که هیچ تناقضی بین آیات مربوط به سرگذشت قوم ثمود وجود ندارد.

 از کنار هم قرار دادن آیات فوق با رعایت ترتیب آیات در هر قسمت  (مانند قطعه های یک پازل) و حذف آیات مشابه  داستان قوم ثمود در قرآن بدست می آید:

  

خداوند برای هدایت قوم ثمود برادرشان  صالح را فرستاد و او گفت ای قوم من! الله را پرستش کنید که معبودی جز او برای شما نیست  او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آنرا به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبید سپس به سوی او باز گردید که پروردگارم نزدیک و اجابت کننده است.من برای شما فرستاده امینی هستم تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.

 

-گفتند ای صالح! تو پیش از این مایه امید ما بودی! آیا مارا از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟  ما در مورد آنچه ما را به سوی آن دعوت میکنی در شک و تردید هستیم.

-و گفتند : آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم ؟!اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود!

آیا از میان ما تنها بر این مرد وحی نازل شده؟ نه او آدم بسیاردروغگو و هوسبازی است

 

 (صالح گفت)من اجر و پاداشی در برابر این دعوت از شما نمی طلبم اجر من تنها بر عهده پروردگار عالمیان است.(و از روی هوس ادعای پیامبری ننمودم)

 

گفتند ای صالح تو عقل خود را از دست داده ای و فقط بشری همچون ما هستی اگر راست می گویی آیت و نشانه ای بیاور

 -(صالح)گفت ای قوم من! آیا اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و رحمت او به سراغ من آمده باشد اگر من نافرمانی او کنم چه کسی می تواند مرا در برابر او یاری دهد؟بنابراین شما چیزی جز اطمینان به زیانکار بودنتان بر من نمی افزایید.

 

دلیل روشنی از طرف پروردگار برای شما آمده : این ناقه الهی برای شما معجزه ای است او را به حال خود واگذارید که در سرزمین خدا بخورد و آنرا آزار نرسانید که عذاب دردناکی  شما را خواهد گرفت!برای او سهمی از آب است و برای شما هم روز معینی.

آب باید میان آنها تقسیم شود و هریک در نوبت خود باید حاضر شوند

و بخاطر آورید که  شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرها برای خود بنا می کنید و در کوهها برای  خود خانه ها می تراشید و بنابراین نعمتهای خدا را متذکر شوید و در زمین فساد نکنید.

 

اما آنها ( پس از این معجزه) به دوگروه تقسیم شدند و به مخاصمه پرداختند

اشراف مستکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند گفتند آیا شما یقین دارید صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟آنها گفتند ما به آنچه او بدان ماموریت یافته ایمان آورده ایم.

متکبران گفتند ما به آنچه شما به آن ایمان آورده اید کافریم!

 طایفه ثمود انذارهای الهی را در اثر طغیان  تکذیب کردند.

 (سرانجام) -آنها یکی از یاران خود را  که شقی ترین آنها بود صدا زدند او به سراغ این کار آمد و ناقه را پی کرد( و آن را کشتند و از فرمان خداوند سرپیچیدند)

 و گفتند ای صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستی آنچه ما را با آن تهدید می کنی بیاور!

  (صالح)گفت: ای قوم من!چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می کنید ؟چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی کنید شاید مشمول رحمت شوید؟

آنها گفتند: ما تو و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم (صالح)گفت: فال بد (و نیک) نزد خداست شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته اید.

 و او به آنها گفت سه روز در خانه هاتان متمتع گردید و (بعد از آن عذاب الهی فراخواهد رسید) این وعده ای است که دروغ نخواهد بود

 (آنان از ترس عذاب) از کرده خود پشیمان شدند و  گفتند : بیایید قسم یاد کنیم به خدا که بر او (صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم و آنها را به قتل می رسانیم سپس به ولی دم او می گوییم : ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم.(فکر می کردند با کشتن صالح عذاب برطرف می شود!)

 آنها نقشه ای مهم کشیدند  و ماهم نقشه مهمی کشیدیم در حالی که آنان درک نمی کردند!

 -هنگامی که فرمان(مجازات) ما فرا رسید صالح و کسانی را که به او ایمان آورده بودند و تقوی پیشه کرده بودند به رحمت خود و از رسوایی آن روز رهایی بخشیدیم چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است.

 سرانجام   رعد و برق (رجفة،صیحة، صاعقه)  بر آنها فرستادیم  در حالی که نگاه می کردند و چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری بطلبند صبحگاهان جسم بی جانشان در خانه هایشان به روی افتاده مردند و همگی به صورت گیاه خشکی در آمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع آوری می کند!. آنچنان که گویی هرگز ساکنان آن دیار نبودند و این خانه های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده

(در آن حال)صالح روی از آنان برگرداند و گفت ای قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط

خیرخواهی را انجام دادم که شما خـیرخواهان را دوست ندارید.

 نکته دیگری که وجود دارد این است که خداوند در این آیات عذاب قوم ثمود را در جایی رجفه و در جاهایی صیحه و  در جاهای دیگرصاعقه  بیان می کند.

شاید با وجود کلمات  رجفه، صیحة و صاعقه دچار تردید بشویم و فکر کنیم که خداوند در بیان نوع عذاب قوم ثمود نعوذ بالله دچار تناقض شده است

 

رجفة: رعدة، هزّة تکان

___:رعشة  لرزه

___ تشنجیة تشنج

 ----------------------------------------

رعــدة: لرزش، تکان جنبش

هـــزّة: الـــمــرة من هـــزّ : لـــرزة، تکان

صیحة: صرخة أو زعقة : داد، فریاد

زعقة:صدای بلند

 ---------------------------------------

 صاعقة : برق، آذرخش

 از آیات فوق و کلمات مربوط پی می بریم که عذاب قوم ثمود رعد و برق بوده است!

رعد و برق هم شامل آذرخش است و هم شامل صدای بلند و هم لرزش!!! و هیچ آذرخشی بدون صدای بلند نیست و هیچ صدای مهیب و بلندی بدون لرزش و ارتعاش نیست!

و یا شاید تشنج و لرزه  اشاره به این باشد که  در اثر اصابت آذرخش و برق گرفتگی دچار لرزه و تشنج شده اند؟!!!

بنابراین هیچکدام از این آیات یکدیگر را نقض نمی کنند و هر کدام یکدیگر را تکمیل می کنند و توضیح میدهند!

 اگر مطرح کننده این سوال چنین برداشت کرده است که خداوند فقط بخاطر یک شتر یک قوم را عذاب نموده است بگذارید به حال خود باشد و هر فکری که میخواهد بکند چون صاحب چنین خرد و اندیشه ضعیفی تکلیفی ندارد مگر اینکه از روی عمد مسئله را این چنین مطرح می کند تا صاحبان خرد و اندیشه ضعیف را بفریبد!

 آن شتر،معجزه ی غیر عادی  و روشنگر بود که به امر خدا و به درخواست قوم ثمود فرستاده شد تا  آن قوم پیامبری او را باور کنند و ایمان بیاورند!

صالح قبل از آن آنان را نصیحت می کند که اگر از جانب خدا دلیل و نشانه ی روشنی پیدا شود و بازهم او را انکار کنند در آنصورت هیچکس آنان را از عذاب خدا نمی تواند نجات دهد!

 خداوند فرمان داده بود تا از این شتر که نشانه ی روشن بر قدرت او بوده مراقبت کنند و آن را کوچکترین آزاری  نرسانند که اگر چنین کنند به عذاب الهی دچار می شوند! آن قوم سرکش کار را از آزار به جایی رساندند که آن را  کشتند!!! و در کمال نادانی و گمراهی  جسارت را به حدی رساندند که به صالح گقتند اگر تو فرستاده خدا هستی عذاب الهی را زودتر بفرست!!!

 مهربانی خدا را ببینید که به آنان سه روز فرصت داد تا شاید توبه کنند و تقاضای آمرزش نمایند!اما آنان بازهم راه را به خطا رفته و درصدد قتل پیامبر خدا برآمدند تا از عذاب نجات یابند!!!

و سر انجام در اثر پافشاری در کجروی و دنیا پرستی به عذاب الهی گرفتار شدند.

***

خداوند هیچگاه برای عذاب هیچ قومی عجله نکرده است و تا آخرین لحظات ممکن به آنان فرصت داده است.داستان حضرت یونس(ع) در قرآن شاهد این ادعا است

 

انبیاء 87و یونس را بیاد آور در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمتها صدا زد : خداوندا! جز تو معبودی نیست منزهی تو من از ستمکاران بودم.

88 ما دعای او را به اجابت رساندیم و از اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مومنان را نجات می دهیم

 

یونس 98 چرا هیچ یک از شهر ها و آبادیها  ایمان نیاوردند که بحالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس هنگامی که آنان ایمان آوردند عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم و تا مدت معینی آنها را بهره مند ساختیم

 

صافات 139 و یونس یکی از رسولان خدا بود

140 که چون به کشتی پرجمعیتی گریخت

141 قرعه زدند بنام یونس  افتاد و از غرق شوندگان گردید

142 و ماهی دریا او را بکام خود فرو  برد  و مردمان هم ملامتش می کردند

143 و اگر او به تسبیح و ستایش خدا نمی پرداخت

144-تا قیامت در شکم ماهی زندگی می کرد

145- باز یونس را  از بطن ماهی بصحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود

146-و در آن صحرا بر او درخت کدو رویاندیم

147و باز او را بر قومی بالغ بر صدهزار یا افزون برسالت فرستادیم .

148-و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم بنعمت خود تا هنگامی معین بهره مندشان گرداندیم

 

قلم 48 باز ای رسول تو (بر انکار و آزارشان) برای حکم خدای خود صبر کن و مانند یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد مباش که بحال غم و اندوه خدا را(برای نجات خود از شکم ماهی) خواند

49-و اگر لطف و رحمت پروردگارش نبود  (از شکم ماهی) بیرون افکنده می شد در حالی که نکوهیده بود

 

از آیات مربوط  به سرگذشت حضرت یونس متوجه می شویم که ایشان از هدایت قومش نا امید شده و به آنها وعده عذاب می دهد  و به حالت خشم از قومش جدا می شود(بدون اینکه از طرف خدا مامور شود)! آن قوم با دیدن علایم عذاب الهی ایمان می آورند و توبه می کنند و از عذاب نجات پیدا می کنند اما حضرت یونس بخاطر عجله در طلب عذاب برای قومش مجازات می شود!!!

بنابراین خداوند هیچگاه برای نازل کردن عذاب برای بندگان ستمکار خود حریص نیست بلکه بر هدایتشان حریص است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:2  توسط   | 

در جواب همه دوستانی که گفته بودند که جواب آن وبلاگ مزخرف نویس را بدهم:

دوستان من! هنوز ارزش فکر و اندیشه آنقدر پایین نیامده است که بخاطر پرت و پلا گویی های فردی که در سن عقلی  کمتر از 7 سال به سر می برد بخواهم جوابیه ای منطقی و استدلالی بنویسم! که در این صورت فکر و منطق و استدلال را به مسخره گرفته ام!

حرفهای این بنده بی مغز خدا آنقدر بچه گانه است که انسان به یاد حرفهای طفلی تازه به دوران رسیده می افتد که در عالم خود از سر غرور کودکانه حرفهایی می زند و بزرگترها به جای آنکه توبیخش کنند فقط به او می خندند! بعلاوه رشد این عقده در وجود او سبب شده است تا علایم یک بیماری روانی  که همانا اهانت به مقدسات است را از خود بروز دهد!

 اگر انسانی که در شرایط عقلی و روحی مناسبی است و بنا بر باورهای خود بخواهد قرآن را تجزیه و تحلیل کند این گونه می گوید:

 "این کتاب نمی تواند تراوش مغز یک انسان بوده باشد بلکه باید نتیجه 

  تلاش و کوشش جمعیت  بزرگی باشد!!!حتی نمی توان باور کرد که

  همه آن در جزِیرة العرب نوشته شده باشد بلکه به طور قطع

 قسمتهایی از آن در خارج از جزیرة العرب نوشته شده است!!!"

این سخنان را تعدادی از  دانشمندان شرق شناس مادیگرا در کنگره ای به منظور نقد و بررسی  قرآن درشوروی سابق  گفته اند!

آنها از یکسو طبق منطق مادیشان نمی توانستند وجود خدا و مساله وحی را توجیه کنند و از سوی دیگر نمی توانستند قرآن را زاییده مغز انسانی در جزیره العرب بدانند! تفاوت سخن آنان را که اهل تفکر هستند و نمی توانند خود را و دیگران را بفریبند و سخن این بچه را می بینید؟

این وبلاگ را قبلا دیده بودم اما اصلا برای آن اهمیتی قائل نشدم  چون آن را بچگانه و بی بنیاد یافتم و آن را آنقدر قابل توجه  نپنداشتم که بتواند افکار را درگیر کند و بفریبد! برای همین فقط به چند مورد از سوالاتی که دوستان در مورد آن پرسیده بودند پاسخ گفتم! البته پاسخ که نه بلکه حقیقت را به آنها یادآوری کردم!

تصمیم دارم که به شبهاتی که واقعا ذهن و فکر را درگیر می کند و قابل تفکر و تامل هستند پاسخ بگویم!

حتی اگر با این وجود جایی  از این وبلاگ برایتان سوال ایجاد کرده بگویید تا  حماقت نویسنده آن را برایتان یادآوری کنم!ولی پاسخگویی به این فرد اهانت به علم و اندیشه است!

 ایرادها و اشکالاتی که این فرد مطرح کرده بچه گانه ترین و بی اساس ترین و آبکی ترین شکل از ایراد است که می تواند پیدا کند و فکر می کنم تنها چیزی که باعث نگرانی دوستان شده است حجم بالای تبلیغات آن است!وبلاگها و سایتهای ایجاد شبهه  بسیاری در اینترنت وجود دارد و خنده دار است که این وب که از همه بی ارزش تر و مسخره تر است از همه بیشتر تبلیغ و سخن پراکنی می کند!نویسنده این وب به نحو  بیمارگونه ای از خودش و افکار بی ارزشش راضی است!در صورتی که سطح علمی و فکری بسیار پایینی دارد مطالبی که دراین وب که با آب و تاب و قیافه حق به جانب مضحکی مطرح شده اینها است:

 در قرآن، ايرادات و اشكالات بسياری بچشم ميخورد. درطول اين 1400 سال، خيلی آنها ، توسط دانشمندان ایرانی پیداشد و موجب بيدينی دانشمندان مسلمانی از قبيل پورسينا يا رازی و همينطور شاعران مسلمانی از قبيل حافظ و خيام گشت كه البته يا بدليل ترس جرات ابراز آشكار نداشتند يا اگر هم مانند رازی بيچاره ابراز كردند تاوان سنگينی پرداختند. به همین دلیل قرنها درمورد اشکالات این کتاب سکوت شد.

 

واضح ترین دروغ این نوشته این است که حافظ را نسبت به قرآن بدبین و منتقد میداند اما اگر کمترین اطلاع یا انصافی داشت اقرار میکرد که نام حافظ یعنی حافظ قرآن و حافظ تخلصی است که او با افتخار برای خود انتخاب کرده است!حتما این بیت معروف حافظ را بیاد می آورید که گفته است :

 

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ     قرآن زبر بخوانی با چهارده روایات

از این شعر کاملا ارادت حافظ را به قرآن و رسیدن او از قرآن به عشق الهی را متوجه می شویم

 

برای اثبات دروغپردازی این شخص همین کافیست که ادعایی در مورد دانشمندان مسلمان و فیلسوف مسلمانی همچون ابن سینا آورده است ولی هیچ سند و مدرکی ارائه نداده است!!!!این ادعا فقط در حد باد هوا باقی مانده است!!! و درصورتی که می گوید  آن دانشمندان از ترس جرأت ابراز نداشتند ولی مشخص نیست چگونه ایشان متوجه شده اند و بیان نموده اند!

میدانید چرا این بحث را پیش میکشد؟ می خواهد در جواب کسانی که می پرسند چرا قبلا این اشکالات پیدا نشده  بگوید این حرفها تازه باب نشده و از قدیم دانشمندانی همچون خودش(؟) اینها را فهمیده اند ولی جرأت بازگو نداشته اند ولی از آنجا که ایشان علم غیب دارند فهمیده اند که فلان دانشمندان میخواسته اند همچین حرفهایی بزنند ولی نزده اند!!!

 نکته ی  قابل تامل دیگر این است که حتی اگر ادعای این شخص صحیح باشد  شاعر و دانشمند  بودن شخصی دلیل بر این نمی شود که افکار اوکاملا  صحیح است یا غلط است ! بسیاری از اعراب بادیه نشین در دوران جاهلیت اشعار بسیار زیبایی می سرودند و خواندن و نوشتن نمیدانستند! و یا دلیل نمی شود که یک دانشمند حتما افکار خدا شناسی صحیحی داشته باشد!به اندازه تمام دانشمندان دنیا افکار خداشناسی منحصر بفرد وجود دارد!

نکته قابل تامل اینجاست که پیشرفت  بشر بدون تردید و شک مدیون دو نابغه ی دنیای فیزیک  یعنی اسحاق نیوتون و انیشتاین است که هر دوی این دانشمندان خداشناسانی قهار بودند و افرادی به شدت مذهبی بودند!(به زندگینامه این دو دانشمند بزرگ مراجعه کنید)

 یا مثلا در جای دیگر می گوید:

 در سوره اعراف خداوند ادعا ميکند که شبها خورشيد را ميپوشاند! چون در آن زمان علم پيشرفت نکرده بود و بخصوص عربها فکرميکرده اند که شبها چيزی جلوی خورشيد قرار ميگيرد یا خورشید خاموش میشودکه باعث تاريکی هوا ميشود.

   ادعای این شخص در این مورد نیز  کاملا اشتباه  است و  از روی  بی اطلاعی و نداشتن اطلاعات عمومی ساده  می باشد!

در قرآن آیات بسیاری داریم که این  ادعا  را باطل می کند و همچنین  بیانگر  اعجاز علمی قرآن در این زمینه است!

 آیه ی مبارک مذکور این است:

   {إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ }الأعراف54

 همانا پروردگار شما خداوندی است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید سپس به تقدیر جهان هستی پرداخت، با شب، روز را می پوشاند و شب به دنبال روز در حرکت است و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید در حالی که مسخر فرمان او هستند آگاه باشید که آفرینش و تدبیر برای او است.پر برکت است خداوندی که پروردگار جهانیان است.

 

لطفا به این قسمت از آیه  که مورد نظر است فکر کنید:

 "با شب، روز را می پوشاند و شب به دنبال روز در حرکت است"

 در ادامه آیه می گوید که شب به دنبال روز در حرکت است!!!

از این چه میشود فهمید!؟

نکته اولی که  می توان در یافت این است که شب و روز در اثر حرکت بوجود می آیند!(که این خود اعجاز قرآن است)

آیا تعبیر شب به پرده ای واقعی که جلوی خورشید را می پوشاند با این قسمت از آیه قابل تطبیق است؟! آیا می توان شب را پرده ای واقعی دانست که روی خورشید را می پوشاند در حالی که شب به دنبال روز در حرکت باشد؟

 اگر کسی به همین یک نکته فکر کند پاسخ خودش را می گیرد که پوشانده شدن روز با شب به معنی این نیست که شب پرده ای است که روی خورشید را می پوشاند و آن را کنایه می داند.

 حتی  اگر کسی بگوید که این آیات مفهوم نیست یا مفهوم را به روشنی نمی توان گرفت با استفاده از سایر آیات قرآن در مورد شب می توان پاسخ داد:

  

....فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً ...الإسراء12

...پس محو کردیم نشانه شب را با روز روشنی بخش...

این آیه به وضوح بیان می کند که روز محو شدن شب با روشنی است!!!

 

{وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ }يس37

شب نیز برای آنها نشانه ای است .ما روز را از آن بر می گیریم ناگهان تاریکی آن را فرا می گیرد!

 

 نکته  اینجاست که این مطلب با علم جدید مطابقت می کند که تاریکی چیزی جز نبود روشنایی و نور نیست. در گذشته تاریکی را دارای ماهیت جداگانه  میدانستند اما علم فیزیک می گوید تاریکی نبود نور است دقیقا مطابق با این دو  آیه!!!

 

این از اعجاز قرآن است که هرچه در انکار آن سعی می کنند عظمت آن بیشتر نمایان می شود

 و در ادامه مطالب بی اساس و دروغش می گوید:

 

در سوره انبیا خدا با کمال افتخار از حامله کردن مریم توسط خودش سخن میراند. البته بعدا خداوند نام پدرزنش را "عمران" بیان میکند در حالیکه مریم دختر عمران با آن مریم که از خداوند حامله شد و مادر عیسی شد فرق دارد! و بعد زیر همه چیز میزند و در سوره تحریم همه چیز را انکار میکند و میگوید کافرها ! دروغکی گفته اند که من مریم را حامله کرده ام!!!!!

در صورتی که این حرفها کاملا دروغ است. بیایید آیات مورد نظر را ببینیم:

{وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ }الأنبياء91

و به یاد آر زنی را که دامان خود را پاک نگه داشت و ما از روح خود در او دمیدیم و او و فرزندش را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم.

 

{وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ }التحريم12

همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت و ما از روح خود در آن دمیدیم . او کلمات پروردگار و کتابهای آسمانیش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود.

 

همانطور که مشاهده می کنید تنها آیاتی که از سوره های انبیا و تحریم در مورد حضرت مریم(س) هستند این دو آیه هستند! مشاهده می کنید که ادعای این فرد کاملا دروغ و از روی بی اطلاعی از قرآن است!

  ادعای اینکه مریم(س) مادر عیسی(ع) دختر عمران نیست هم واهی و دروغ است.به کتابهای تاریخ  مراجعه کنید!

 در ادامه حرفهای اشتباهش میگوید:

 خدا ادعا ميکند آسمان را بناکرده است!!! تعجب آور است که خدا نميدانسته که آسمان بنا نشده است و اصلا چيزی به اسم آسمان برای ما در زمين معنا دارد و خارج از جو کره زمين چنين آسمانی به رنگ آبی بيمعنی است...

 با این حرف واقعا می شود فهمید که کسی که پشت این نوشته ها است  به اندازه یک کودک 7 ساله سن عقلی دارد!!! ماشاء الله چقدر هم حرف میزند.به نظر خودش چقدر هم چیز میداند!!!

خداوند بارها از آسمانها و طبقات آسمان و خلق آسمانها سخن گفته است

البقرة117، البقرة164، آل عمران190، 191، الأنعام1، الأنعام73، الأنعام101، الأعراف54، إبراهيم19،32، الحجر85، النحل3، الإسراء99، الكهف51، الأنبياء16،

 

این فرد فکر کرده همه  آسمان همین آسمان آبی است که او مشاهده می کند!

 آسمان منظور آسمان و تمام اجسام موجود در آن است!

معلوم نیست که این شخص از بنا چه فهمیده است؟!

بنا کردن  یعنی ساختن و برپا کردن!

معنی بنا کردن رو با اصطلاحی که ما برای ساختمانسازی و بنّایی کردن  بکار می گیریم اشتباه گرفته است! اشکال  ندارد عزیزم! برای افرادی در سن عقلی تو طبیعی است!

آسمان با همه کرات  و اجرام موجود در آن  احتیاج به سازنده و بر پا کننده ندارد!؟

 

آیات اعجاز آمیز  بسیاری در مورد خلق آسمانها  داریم از جمله آیاتی که به فرضیات سحابی و انفجار بزرگ اشاره دارد(به آرشیو مطالب وبلاگ مراجعه کنید)

 

در ادامه این دروغنامه نوشته است:

 در سوره های انعام، اعراف ، انفال و حجر، الله تهدید به پاره کردن بندگانش میفرماید! در این فایل صوتی بطور دقیق آیاتی به شما معرفی خواهدشد که الله در آنها به وضوح عبارت "قـُطِع دابــِر هم " و یا عبارت "قـُطِع دابر القوم الذین ..." را بکار میبرد که معنی آن با عرض معذرت از خوانندگان عزیزم "جـــِـر دادن مقعد" میباشد.این عبارت زشت را البته مفسرین فریبکار سعی کرده اند به شکلهای دیگری تفسیروتعبیر کنند تا شاید به خیال خودشان حرفهای الله را تصحیح کنند!! اما کمی دانستن زبان عربی کافیست تا هرکسی به اصل موضوع پی ببرد. این فایل جالب را بشنوید و فکرکنید

میتوانید به فرهنگ لغت مراجعه کنید و معنی دابر و قطع دابره را پیدا کنید!

این موجود مفسرین را در تفسیر این آیات فریبکار می داند در صورتی که هیچ احتیاجی به تفسیر نیست!حکایت یک کلمه و معنای آن است!میتوانید از یک عرب زبان که فارسی میداند یا با کمک یک مترجم بپرسید دابر یعنی چه؟!!!

 دوستان ممکن است در معنی کلمه ی دابر دچار اشتباه عامیانه شویم  ولی

 فرهنگ لغت در معنی دابر آورده است:

دابر: آخر کل شئ: ته،آخر

     : اصل: بن، ریشه

     :ماض: گذشته،سپری شده

قطع دابره:ریشه  کن کرد،از ریشه کند

 

نکته خنده دار اینجاست که من قبلا این وبلاگ را دیده بودم و به این شبهه پاسخ دادم! در آن موقع نوشته بود قطع ادبارالذین و قطع ادبارهم !!! تا اینکه یا  با معنی ای که می خواهد از آن بگیرد جور در بیایدیا اینکه اصلا تفاوت آن را درک نمی کرده است!!!! من در جواب نوشتم قطع ادبار در قرآن  نداریم  و قطع دابر  داریم! وقتی دیده است دستش رو شده است کلمه را تصحیح کرده و ولی هنوز بر ترجمه اشتباه و دروغش پافشاری می کند!

 

برای اطمینان خاطر تمام آیاتی را که شامل این کلمات هستند می نویسم:

انعام 45 : فقطع دابر القوم الذین ظلموا والحمدلله رب العالمین

به این ترتیب ریشه  جمعیتی که ستم کرده بودند کنده شد. وستایش مخصوص

 خداوند پروردگار عالمیان است.

  سوره  اعراف 72

فانجیناه  والذین معه برحمه منا و قطعنا دابر الذین کذبوا بئایاتنا

 و ما کانوا  مؤمنین

 سر انجام او و کسانی را که با او بودند به رحمت خود نجات بخشیدیم و ریشه

 کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند قطع کردیم! 

{وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ }الأنفال7

و به یاد آرید هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دوگروه نصیب شما خواهد بود و شما دوست می داشتید که کاروان برای شما باشد ولی خدا می خواهد حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند

 

{وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ }الحجر66

و ما به لوط این موضوع را وحی فرستادیم که صبحگاهان همه آنها ریشه کن خواهند شد.

 

  به بقیه ایراد (!؟) هایی که در این وبلاگ نوشته شده در پستهایی قبلی جواب داده ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 13:59  توسط   |